شمس الدين حافظ
227
سفينه حافظ ( فارسى )
آن نيست كه حافظ را رندى بشد از خاطر * كاين سابقه پيشين تا روز پسين باشد [ 164 نفس باد صبا مشكفشان خواهد شد ] 89 [ 1 ] شماره مسلسل 231 نفس باد صبا مشكفشان خواهد شد * عالم پير دگرباره جوان خواهد شد ارغوان جام عقيقى بسمن خواهد داد * چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد گل عزيزست غنيمت شمريدش صحبت * كه بباغ آمد از اين راه و از آن خواهد شد زين تطاول كه كشيد از غم هجران بلبل * تا سرا پردهء گل نعرهزنان خواهد شد اى دل ار عشرت امروز به فردا فكنى * مايه نقد بقا را كه ضمان « 1 » خواهد شد ماه شعبان مده از دست قدح كاين خورشيد * از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد مطربا مجلس انسست غزل خوان و سرود * چند گوئى كه چنينست و چنان خواهد شد گر ز مسجد بخرابات شدم عيب مكن * مجلس وعظ درازست و زمان خواهد شد حافظ از بهر تو آمد سوى اقليم وجود * قدمى نه بوداعش كه روان خواهد شد [ 165 مرا مهر سيهچشمان ز دل بيرون نخواهد شد ] 90 شماره مسلسل 232 مرا مهر سيهچشمان ز دل بيرون نخواهد شد * قضاى آسمانست اين و ديگرگون نخواهد شد مرا روز ازل كارى بجز رندى نفرمودند * هر آن قسمت كه آنجا شد كم و افزون نخواهد شد مجال من همين باشد كه پنهان مهر او ورزم * كنار و بوس و آغوشش چه گويم چون نخواهد شد شراب لعل و جاى امن و يار مهربان ساقى * دلا كى به شود كارت اگر اكنون نخواهد شد
--> ( 1 ) ضامن و كفيل . [ 1 ] تفأل : آقاى على اصغر حكمت مترجم جلد سوم تاريخ ادبيات تأليف ادوارد براون مىفرمايد : از استاد خود شنيدم كه مرحوم ميرزا محمد شفيع متخلص به « عشرت » فرزند ، وقار بن وصال را نامزدى بود كه بستگان در صدد برپا كردن مجلس جشن عقد و عروسى بودند ولى در مورد انجام شدن اين مراسم در شعبان يا بعد از رمضان اختلاف نظر داشتند ، بالاخره تفأل زدند و غزل فوق 89 آمد و اختلاف حل و مراسم در ماه شعبان برقرار گرديد .